حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

338

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

عمّال و اعيان ديگر سلجوقى در آن شهر ابنيهء بزرگى ساخته بودند كه هنوز آثار يكعدّه از آنها برجاست . رونق عمدهء سلطنت ملكشاه كه خود نيز پادشاهى كافى و ديندار و عادل بود چنان كه گفتيم تا حدّى مديون كفايت خواجه و پسران اوست ليكن سلطان غير از ايشان وزراء و عمّال ديوانى ديگرى نيز داشته كه اكثر مردمى كاردان و كافى بوده‌اند و در زيردست خواجه كار ميكرده‌اند . مشهورترين ايشان يكى كمال الدّوله ابو الرّضا فضل اللّه بن محمّد زوزنى است كه تا سال 479 سمت رياست ديوان انشاء و اشراف را داشته و پسر هنرمندش سيّد الرّؤسا ابو المحاسن محمّد معين الملك در اين شغل از او نيابت ميكرده . در سال 476 سلطان كمال الدّوله و سيّد الرّؤسا را معزول كرد و پس از سپردن آن مقام بيكى دو تن ديگر از منشيان آن را بتاج الملك فارسى سپرد و تاج الملك تا قتل خواجه در اين سمت باقى بود . ديگر از وزراى نامى ملكشاه شرف الملك ابو سعد محمّد بن منصور خوارزمى است كه سمت رياست ديوان استيفا را داشته و ابو الفضل محمّد مجد الملك قمى از او نيابت ميكرده و اين مجد الملك بعدها بمقام شرف الملك منصوب شده بطوريكه در اواخر ايّام ملكشاه عمدهء كارها بدست تاج الملك و مجد الملك و سديد الملك عارض كه هر سه مخالف و مدّعى خاندان نظام الملك بودند ميگذشت و همين بر روى كار آمدن اين جماعت بجاى امثال كمال الدّوله و شرف الملك و نظام الملك نيز يكى از اسباب بروز تزلزل و خرابى در كارهاى دولتى گرديد . از كارهاى مشهور ملكشاه اقدام باصلاح تقويم و بستن زيجى است در اصفهان بسال 467 كه در آن حكيم و شاعر عاليقدر ابو الفتح عمر بن ابراهيم خيّام نيشابورى نيز شركت داشته و اين تقويم همانست كه بتقويم جلالى شهرت يافته .